وبلاگ کوهنوردان
November 28, 2004
 
رفتار با قهرمانان
چندی است که رفتار های خودمان را با قهرمانان کوهنوردی از منظر رفتارشناسی و جامعه شناسی در گروه های مرجع مورد توجه قراردادم . هرچند بضاعتم کم است در این علوم اما هرچه تامل می کنم نتایج تلخی حاصل می شود . نمی دانم اصلاً امکان بازخوانی این مباحث در میان کوهنوردان وجود دارد یا خیر؟ آیا کوهنوردان با الفبای این مباحث آشنایی دارند؟ یا به واقع نه ! هیچ در این مباحث اطلاعات اولیه ندارند . بدون شک عامل اشتراک عقاید ما که ما را تحت گروهی اجتماعی گردآورده است فعالیت مشترک ما در حوزه ای است که آن را با واژه ی کوهنوردی برای خود کد گذاری کرده ایم . پس ما علاوه بر گروه های مرجع اجتماعی که در عضویت آنها هستیم ( مانند خانواده ، تحصیلات ، شغل ، عقاید، طبقات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و...) وابسته به یک گروه مرجعی هم می باشیم که می توان از آن با عنوان کوهنوردان یاد کرد. دراین مجموعه می توان زیرگروه های زیادی را نام برد. ازجمله : مربیان ، داوران ، سنگنوردان ، هیمالیانوردان و... که هریک در این زیرگروه ها علایق مشترک ریزتر و نزدیک به همی دارند . این نهاد های اجتماعی در تبعیت از کلیت سیستم اجتماعی ایران که تمرکزگرا است یا به قول بسیاری از دوستان استبداد زده !! بیشتر میل به تشکیلات وابسته به حاکمیت دارد تا نهاد های برخاسته از مدنیت و اجتماع . مثال دقیقتری در رابطه با عنوان این مطلب بزنم . گروه فاتحان قلل هیمالیا درایران افراد مشخصی هستند که ازچند زیرگروه مشخص و معینی تشکیل می شوند . این تقسیم بندی هم بسیار ساده و سهل ممکن است و از سهولت امکان و محدود بودن جامعه آماری نیازی به اشاره ی مستقیم به آنها نیست . این افراد تا امروز که فعالیت های منتج از موج نوی هیمالیانوردی ایران فتوحات قابل توجهی برای کشور و جامعه ی کوهنوردی ایران در پی داشته تحت عناوین مختلف گرد هم آمده اند که دست یابی این عناوین هم به دلایل پیش گفته سهل می نماید . اینک اما تنها می توان به گروه مرجع مورد نظر عنوان کمیته ی هیمالیانوردی ( وابسته به فدراسیون کوهنوردی) را اطلاق کرد . این کمیته چه وظائفی در قبال قهرمانان و اعضاء انحصاری خود دارد؟ برای نگارنده مبهم است . اما خیلی راحت می توان از رفتارهای سایر گروه های مرجع اجتماع ایران دیروز و امروز، الگوهای خوبی بدست آورد . شاید اگر روح اصلی تشکل هایی از این دست امکان حیات در جامعه می یافت امروز ضرورت بازخوانی موضوع احساس نمی شد و دغدغه ما نگارش مطالبی در راستای گامی نو و ایده ای جدید بود . اما چه کنم که به صراحت باید سوال کنم چرا روح دوستی ، همنوردی ، هم قطاری ، هم تیمی ، هم طنابی ، و هم گروهی در کوهنوردی امروز ایران به این میزان رنگ باخته و می رود که محو شود!؟؟
محمد اوراز پیش از آنکه کوهنوردی ملی باشد عضو گروهی به نام کانون کوهنوردان نقده بود . این گروه و همنوردان محمد اوراز چه کردند برای کسی که هرچه دارند طی این سالها از او دارند؟ و این سوال از کوهنوردان آذربایجانغربی کاملا موجه قابل پرسش است . این کوهنورد فقید عضو تیم های ملی هیمالیانوردی والبته در گروه فاتحان قرار دارد؛ کمیته ی هیمالیانوردی چه کرده در قبال او و چه خواهد کرد در قبال دیگر اعضاء خود که در قید حیاتند ؟ آنها چه خواهند کرد برای داوود خادم ؟ البته اگر چه مرگ مرحوم داوود خادم در راه صعود به کی - دو در رسانه های گروهی ایران بازتاب حداقلی هم نیافت،اما اطمینان می دهم اگربرای او مزاری درتهران در نظر گرفته اند حتماً به رسم مالوف سنگ نوشته ای بر مزار وی قرارداده اند . که دریغ ازاین کار برای محمد اوراز!! آیا من حق ندارم تنهاازجایگاه یک ایرانی ازآقایان آقاجانی،افلاکی،زارعی،نجاریان،چشمه قصابانی ،جدائیان ، مهدیزاده ،علینژاد وهمه و همه سوال کنم چرا اینگونه شد؟ وبا همه ی اما و اگرها چه کردند تا جبران کنند کوتاهی ها را؟؟ پاسخ البته روشن است و تلخ ! همه آشکاردرسطور آغازین این نوشتاروآنقدر آشکارکه دیگرنباید واژه ی سهل بکار برد؛ تنها باید بگویم و بنویسم شرمنده ام از....؛

Comments:
sala
lotfan man ro rahneaye konid ke che jori dar blog shoa atlab benevesa
 
سلام.. بهتون به خاطر وبلاگ بسيار خوبتون تبريك مي گم.. من محمد جواد طواف هستم از گروه كوه و تور در اوركات.. خيلي خوشحال شدم كه به كوهنوردي جور ديگري نگاه مي كنيد... من كوهنورد نيستم.. ولي هميشه كوه و كوهنوردان رو ستايش كردم.. موضوع رفتار شناسي در مورد كوه نوردان بسيار كار جالبي بود كه انجام داديد...
 
Post a Comment

<< Home

Powered by Koohnavard