وبلاگ کوهنوردان
July 31, 2005
از صعود اورست تا سقوط انسانيت
بخش اول
مقدمه :ترتيب نگارش مطالب در اين نوشتار بدين گونه است :در بخش اول از زماني كه خبر ادم شدن ليلا را شنيدم وقايع روزهاي بعد را به ترتيب بازگو نموده و تمام كوشش خود را بكار گرفتم تا هيچ مطلبي هرچند بي اهميت از قلم نيافتد.در بخش هاي بعد در قسمتهايي كاملا مجزا با توجه به مدارك موجود درارتباط با صحت و سقم مطالب ارائه شده مفصلا بحث خواهد شد.آنچه اكنون از نظر شما ميگذرد بخش اول ميباشد :بخش اول :بعدالظهر پنجشنبه 12 خرداد1384 تلفن منزل زنگ زد . دكتر حميد مساعديان دبير كميته پزشكي و بازرس فدراسيون پشت خط بود . تلفن مرا از دوستي مشترك گرفته بود.احوالي پرسيد و سراغي از ليلا گرفت كه تماسي داشته يا نه.گفتم خبر همان است كه از رسانه ها داريم و شما بايد خبر داشته باشيد و .... ادامه ی مطلب در وبلاگ از صعود اورست تا سقوط انسانيت
مقدمه :ترتيب نگارش مطالب در اين نوشتار بدين گونه است :در بخش اول از زماني كه خبر ادم شدن ليلا را شنيدم وقايع روزهاي بعد را به ترتيب بازگو نموده و تمام كوشش خود را بكار گرفتم تا هيچ مطلبي هرچند بي اهميت از قلم نيافتد.در بخش هاي بعد در قسمتهايي كاملا مجزا با توجه به مدارك موجود درارتباط با صحت و سقم مطالب ارائه شده مفصلا بحث خواهد شد.آنچه اكنون از نظر شما ميگذرد بخش اول ميباشد :بخش اول :بعدالظهر پنجشنبه 12 خرداد1384 تلفن منزل زنگ زد . دكتر حميد مساعديان دبير كميته پزشكي و بازرس فدراسيون پشت خط بود . تلفن مرا از دوستي مشترك گرفته بود.احوالي پرسيد و سراغي از ليلا گرفت كه تماسي داشته يا نه.گفتم خبر همان است كه از رسانه ها داريم و شما بايد خبر داشته باشيد و .... ادامه ی مطلب در وبلاگ از صعود اورست تا سقوط انسانيت
April 26, 2005
آدم شفاهی
انسان شفاهی نه که فکر نمی کند،ازگذشته تغذیه می کند و به گذشته مراجعه می کند. انسان شفاهی مرتجع است. از گذشته تغذیه می کند و مرده ریگ گذشتگان را صرف حیات فکری خود می کند. مرده ریگ گذشتگانی را صرف می کند که آنها نیز شبیه خود او بوده اند. یعنی ته مانده ای از افکار متلاشی کننده عهد بوق به عاریت گرفته بودند؛ انسان شفاهی اهل نقل قول است. اگر سیاسی باشد آویزان می شود از نقل قولی و جمله ای از فلان را در برابر جمله ای از فلان دیگر می گذارد که در دو مورد مختلف گفته اند و او نتیجه ی خود را می گیرد، ولی همیشه از اندیشیدن بازمی ماند. حجت در صحبت دیگران است؛
آدم شفاهی نقل قول را عاریه می گیرد و متقلب است. هر آدم شفاهی، نقل قول را از اعتبار می اندازد. انسان شفاهی گاهی وقت ها بیشتر از انسان کتبی می نویسد؛انسان شفاهی چه می نویسد؟... بی اندیشه است. کلام را ازبین می برد. چراکه اندیشه ای را به کار نمی گیرد. کتابت انسان شفاهی همچون ماسه های دریایی دائم درحال جابجا شدن است؛ یک روز این عقیده را دارد، روز دیگر عقیده ی دیگری؛
انسان شفاهی تنهایی را دوست ندارد. حضوردیگران باعث می شود او دلیل و برهانی بیاورد و صاحب صحبت شود. بدینسان بیشتر اهل محفل است. اهل جلسه است. خلوت و تنهایی او دیگری است. تمرکز اعصاب و رسیدن به خود، به تن خود. آدم کتبی هم جلسه را دوست دارد. ولی او از آن بهره ی دیگری می برد.آدم شفاهی هیچوقت تنها نیست، دست و پا می زند تا دیگران را با خود همراه کند. داشتن یار و یاور و حواریون برایش مهم است و به آنها فرصت بیشتری می دهد. آدم شفاهی گاه گداری اصلاً حرف نمی زند. گاهی روزه ی سکوت می گیرد و به حرف دیگران گوش می دهد و سر تکان می دهد و آخرسر به جای اینکه نتیجه ای بگیرد، کلمات قصاری صادر می کند، بی آنکه سر و ته داشته باشد. آدم شفاهی محبوب القلوب است. می خواهد دیگران متوجه او باشند؛ آدم شفاهی همیشه نقش مرشد و مراد و آقا را دارد و در کنه وجود او هسته ی رهبر توتالیتر رشد می کند. به سن و سال هم مربوط نیست. می خواهد جوان باشد، می خواهد پیر پای گور ایستاده؛ آدم شفاهی جاه طلب است. چون پایگاه و جایگاه فکری ندارد. این چنین است که کنده گویی می کند و به خیال خویش از پا نمی افتد؛
دکتر غلامحسین ساعدی
منبع: نشریه مدنیت. شماره یک بهار 1384 . ص114
برای اطلاع بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید:
www.madaniyatbultan.mihanblog.com
آدم شفاهی نقل قول را عاریه می گیرد و متقلب است. هر آدم شفاهی، نقل قول را از اعتبار می اندازد. انسان شفاهی گاهی وقت ها بیشتر از انسان کتبی می نویسد؛انسان شفاهی چه می نویسد؟... بی اندیشه است. کلام را ازبین می برد. چراکه اندیشه ای را به کار نمی گیرد. کتابت انسان شفاهی همچون ماسه های دریایی دائم درحال جابجا شدن است؛ یک روز این عقیده را دارد، روز دیگر عقیده ی دیگری؛
انسان شفاهی تنهایی را دوست ندارد. حضوردیگران باعث می شود او دلیل و برهانی بیاورد و صاحب صحبت شود. بدینسان بیشتر اهل محفل است. اهل جلسه است. خلوت و تنهایی او دیگری است. تمرکز اعصاب و رسیدن به خود، به تن خود. آدم کتبی هم جلسه را دوست دارد. ولی او از آن بهره ی دیگری می برد.آدم شفاهی هیچوقت تنها نیست، دست و پا می زند تا دیگران را با خود همراه کند. داشتن یار و یاور و حواریون برایش مهم است و به آنها فرصت بیشتری می دهد. آدم شفاهی گاه گداری اصلاً حرف نمی زند. گاهی روزه ی سکوت می گیرد و به حرف دیگران گوش می دهد و سر تکان می دهد و آخرسر به جای اینکه نتیجه ای بگیرد، کلمات قصاری صادر می کند، بی آنکه سر و ته داشته باشد. آدم شفاهی محبوب القلوب است. می خواهد دیگران متوجه او باشند؛ آدم شفاهی همیشه نقش مرشد و مراد و آقا را دارد و در کنه وجود او هسته ی رهبر توتالیتر رشد می کند. به سن و سال هم مربوط نیست. می خواهد جوان باشد، می خواهد پیر پای گور ایستاده؛ آدم شفاهی جاه طلب است. چون پایگاه و جایگاه فکری ندارد. این چنین است که کنده گویی می کند و به خیال خویش از پا نمی افتد؛
دکتر غلامحسین ساعدی
منبع: نشریه مدنیت. شماره یک بهار 1384 . ص114
برای اطلاع بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید:
www.madaniyatbultan.mihanblog.com
January 16, 2005
تبریک انتخاب شایسته
چه تفاوتی دارد؛من چند روزپیش از" انتخابات " وظیفه ی خود را به انجام می رسانم،وجمله هایی را که آماده کرده ام،برزبان می رانم: جناب آقای آقاجانی، انتخاب شایسته ی شما را با نود وهشت درصدآرابه ریاست فدراسیون کوهنوردی تبریک می گویم!؛
اکنون که دراین رقابت بی هم آورد پیروزشده اید، فرصت را مغتنم می شمارم وموضوعی را مطرح می کنم. امیدآن که پاسخی دریافت کنم . ( چه بیهوده امیدی!) آیا به سهم خود، به سازمان تربیت بدنی پیشنهاد داده اید که طرح جدیدی برای اساسنامه ی فدراسیون های ورزشی تهیه کند؛ به گونه ای که دور باطل انتخاب رئیسان هیات های ورزشی توسط رئیس فدراسیون و انتخاب رئیس فدراسیون توسط روسای هیات های شکسته شود؟ ممکن است که بگویید طبق ماده ی 5 اساسنامه ی کنونی( مصوب 9/3/1378هیات وزیران) تعداد 9 ردیف عضو مجمع عمومی فدراسیون داریم که تنها یک ردیف آن رییسان هیات ها هستند! من هم می گویم درآن 9 ردیف ،رئیس سازمان و دبیرکل کمیته ی ملی المپیک و رئیس فدراسیون ( سه ردیف) از خودتان هستند و چهار ردیف هم ( سه نفرنماینده ی ورزشکاران، یک نفر به انتخاب کانون داوران یک نفر به انتخاب کانون مربیان و دو نفر به انتخاب اتحادیه ی باشگاه ها) باز مطابق تبصره ی یک ماده ی 5 ، چون تشکل های موضوع بند های 2 تا 5 شکل نگرفته اند!! از سوی سازمان تربیت بدنی انتخاب می شوند. نمایندگان ردیف 7( روسای انجمن ها و هیات های ورزشی کارگران ، نیروهای مسلح ، دانش آموزان و دانشجویان) هم معمولاً حضور فعالی در مجمع عمومی فدراسیون ندارند؛ واگر هم حاضر باشند، درکل دولتی هستند و به همان نامزد مورد نظر سازمان تربیت بدنی رای می دهند. می ماند یک ردیف دیگر( بند 6 از ماده ی 5) که همان "روسای هیات های ورزشی استان ها" هستند؛
رئیسان هیات ها طبق ماده ی 4 آیین نامه ی هیات های ورزشی مصوب 25/10/1378 در مجمعی انتخاب می شوند که درآن اکثریت مطلق با خودشان است!رییس یا نایب رییس فدراسیون ، رییس هیات استان، پنج نفرازروسای هیات های شهرستان ها و...مانند مجمع عمومی فدراسیون ، انتخاب نمایندگان داوران و مربیان ، ورزشکاران و مدیران باشگاه ها( بندهای 4 تا 7 ماده ی 4) طبق تبصره ی 1 در حال حاضرراساً توسط "ادارات کل تربیت بدنی استانها" انجام می شود؛
به این ترتیب فقط شبحی از انتخابات در انتخاب رییس فدراسیون و روسای هیات ها وجود دارد، و هزینه هایی که برای این برو بیاها صرف می شود. روشن است که اگر اکثریت جامعه ی ورزشی، نقشی واقعی و موثر دراین انتخاب ها داشته باشند، پیروز شدن در انتخابات شیرین تر و البته افتخار آمیزخواهد بود؛
ناگفته نباید گذاشت که کاهلی جامعه ی کوهنوردی ( دوستان ببخشند!) در برخورد با مسائل مربوط به سازمان رسمی ورزش خود و دل سپردن به سیر خود به خودی رویدادها، خود بخشی از علت های درجا زدن فدراسیون ما و منجمد شدن مدیریت آن است که بررسی این امر مجال دیگری مب خواهد ؛
باز هم فرصت را مغتنم شمرده و جسارتاً عرض می کنم : گروه ها و باشگاه های کوهنوردی، کانون پرورش کوهنورد در معنای ورزشی آن هستند؛ بیشترین اعضاء کمیته های فدراسیون کوهنوردی و اعضای تیم های اعزامی به خارج از کشور هم تربیت یافته ی گروه ها و باشگاه هاهستند؛ با توجه به این نکته و با توجه به این موضوع که طبق بند 1 ماده ی 2 اساسنامه " ایجاد زمینه ی مناسب برای مشارکن نسل جوان و اقشار مختلف جامعه در فعالیت های منظم ،اصولی و قانونمند ورزشی" نخستین هدف یک فدراسیون ورزشی است، فدراسیون کوهنوردی که اکنون بیست و چند سال از ریاست شما بر آن می گذرد، چه حرکتی در جهت تقویت این کانون ها و مشارکت آنها در تعیین سرنوشت ورزش مورد علاقه ایشان به انجام رسانیده است؟! آیا کوچک ترین گامی- حداقل برای شکل گرفتن همان تشکل هایی که حضورشان برای برگزاری مجمع عمومی فدراسیون لازم است- برداشته اید؟ یا ترجیح می دهید همچنان انتخاباتی ظاهری اما بی دردسر داشته باشید...؟
عباس محمدی
اکنون که دراین رقابت بی هم آورد پیروزشده اید، فرصت را مغتنم می شمارم وموضوعی را مطرح می کنم. امیدآن که پاسخی دریافت کنم . ( چه بیهوده امیدی!) آیا به سهم خود، به سازمان تربیت بدنی پیشنهاد داده اید که طرح جدیدی برای اساسنامه ی فدراسیون های ورزشی تهیه کند؛ به گونه ای که دور باطل انتخاب رئیسان هیات های ورزشی توسط رئیس فدراسیون و انتخاب رئیس فدراسیون توسط روسای هیات های شکسته شود؟ ممکن است که بگویید طبق ماده ی 5 اساسنامه ی کنونی( مصوب 9/3/1378هیات وزیران) تعداد 9 ردیف عضو مجمع عمومی فدراسیون داریم که تنها یک ردیف آن رییسان هیات ها هستند! من هم می گویم درآن 9 ردیف ،رئیس سازمان و دبیرکل کمیته ی ملی المپیک و رئیس فدراسیون ( سه ردیف) از خودتان هستند و چهار ردیف هم ( سه نفرنماینده ی ورزشکاران، یک نفر به انتخاب کانون داوران یک نفر به انتخاب کانون مربیان و دو نفر به انتخاب اتحادیه ی باشگاه ها) باز مطابق تبصره ی یک ماده ی 5 ، چون تشکل های موضوع بند های 2 تا 5 شکل نگرفته اند!! از سوی سازمان تربیت بدنی انتخاب می شوند. نمایندگان ردیف 7( روسای انجمن ها و هیات های ورزشی کارگران ، نیروهای مسلح ، دانش آموزان و دانشجویان) هم معمولاً حضور فعالی در مجمع عمومی فدراسیون ندارند؛ واگر هم حاضر باشند، درکل دولتی هستند و به همان نامزد مورد نظر سازمان تربیت بدنی رای می دهند. می ماند یک ردیف دیگر( بند 6 از ماده ی 5) که همان "روسای هیات های ورزشی استان ها" هستند؛
رئیسان هیات ها طبق ماده ی 4 آیین نامه ی هیات های ورزشی مصوب 25/10/1378 در مجمعی انتخاب می شوند که درآن اکثریت مطلق با خودشان است!رییس یا نایب رییس فدراسیون ، رییس هیات استان، پنج نفرازروسای هیات های شهرستان ها و...مانند مجمع عمومی فدراسیون ، انتخاب نمایندگان داوران و مربیان ، ورزشکاران و مدیران باشگاه ها( بندهای 4 تا 7 ماده ی 4) طبق تبصره ی 1 در حال حاضرراساً توسط "ادارات کل تربیت بدنی استانها" انجام می شود؛
به این ترتیب فقط شبحی از انتخابات در انتخاب رییس فدراسیون و روسای هیات ها وجود دارد، و هزینه هایی که برای این برو بیاها صرف می شود. روشن است که اگر اکثریت جامعه ی ورزشی، نقشی واقعی و موثر دراین انتخاب ها داشته باشند، پیروز شدن در انتخابات شیرین تر و البته افتخار آمیزخواهد بود؛
ناگفته نباید گذاشت که کاهلی جامعه ی کوهنوردی ( دوستان ببخشند!) در برخورد با مسائل مربوط به سازمان رسمی ورزش خود و دل سپردن به سیر خود به خودی رویدادها، خود بخشی از علت های درجا زدن فدراسیون ما و منجمد شدن مدیریت آن است که بررسی این امر مجال دیگری مب خواهد ؛
باز هم فرصت را مغتنم شمرده و جسارتاً عرض می کنم : گروه ها و باشگاه های کوهنوردی، کانون پرورش کوهنورد در معنای ورزشی آن هستند؛ بیشترین اعضاء کمیته های فدراسیون کوهنوردی و اعضای تیم های اعزامی به خارج از کشور هم تربیت یافته ی گروه ها و باشگاه هاهستند؛ با توجه به این نکته و با توجه به این موضوع که طبق بند 1 ماده ی 2 اساسنامه " ایجاد زمینه ی مناسب برای مشارکن نسل جوان و اقشار مختلف جامعه در فعالیت های منظم ،اصولی و قانونمند ورزشی" نخستین هدف یک فدراسیون ورزشی است، فدراسیون کوهنوردی که اکنون بیست و چند سال از ریاست شما بر آن می گذرد، چه حرکتی در جهت تقویت این کانون ها و مشارکت آنها در تعیین سرنوشت ورزش مورد علاقه ایشان به انجام رسانیده است؟! آیا کوچک ترین گامی- حداقل برای شکل گرفتن همان تشکل هایی که حضورشان برای برگزاری مجمع عمومی فدراسیون لازم است- برداشته اید؟ یا ترجیح می دهید همچنان انتخاباتی ظاهری اما بی دردسر داشته باشید...؟
عباس محمدی
January 09, 2005
توقف انتشار!!؟
سردبیر محترم وبلاگ مشترک کوهنوردان
باسلام و احترام؛ به حضور انور و اقدس عالی عارضم که : چرا نویسندگان محترم هریک به دنبال کار خود هستند و هیچ در این فضا که به همت عالی شما محیا گشته مطلبی نوشته و تقدیم نمی کنند خدمت مخاطبان عالی مقام؟ آیا حق التحریر را پرداخت نکرده اید؟ یا موبایل خارج از نوبت قول داده بودید ؟ و اینک امکان تهیه ی آن نیست و دوستان به قهر نمی نویسند؟ و یا چون برخی( یعنی تنها من) می نویسم آنها مکدر هستند؟
December 18, 2004
December 17, 2004
!!دیدار در وقت اضافه
فکر می کنم برنامه ی دیدار در وقت اضافه که از شبکه اول سیما پخش می شود را بسیاری از کوهنوردان تا امروز موفق به تماشا نشده باشند. این برنامه ی ورزشی که تلاش دارد نگاهی تحلیلی به مسائل ورزش کشور داشته باشد جمعه ها صبح بین ساعت 9 تا 11 به صورت زنده ارائه می شود. برای همین است که کوهنوردان بسیاری جمعه ها امکان به تماشا نشستن و دیدار در وقت اضافه با تلویزیون را ندارند. این هفته میهمان دیدار در وقت اضافه صادق آقاجانی رئیس فدراسیون کوهنوردی بود. گذشته ازتمام مباحث تکراری وکاملاً کلیشه ای بودجه واعتبارات مالی فدراسیون کوهنوردی، در آخرین دقایق موفق به ارتباط با تهیه کننده ی برنامه شدم و سه سوال را مطرح کردم؛ تنها بحث " تجلیل از و رفتار با قهرمان" امکان مطرح شدن یافت به این مضمون که از مقبره و آرامگاه زنده یاد محمد اورازچه خبر؟ و آقاجانی که خوب دراین مدت درخصوص فریب دادن افکار عمومی کار کشته شده پاسخ داد: فرمانداری نقده تمام و کمال این مهم را برعهده گرفته است و من اطلاعی ندارم که موضوع الان در چه مرحله ای است!!!!! البته زیرکی او در ابتدای پاسخ که مسئولیت را بر گردن مسئولان شهر کوچک نقده می اندازد کاملاً جای دفاع دارد ولی دروغ گفتن از رسانه ملی وتاکید بر این موضوع که:هیچ اطلاعی ندارم! چندان قابل دفاع نمی باشد. از این مباحث که بگذریم باقی مسائل امداد و نجات و تشکیل تیم دختران ایرانی برای اعزام به اورست هم موضوع تازه و جذابی برای مخاطبان تشنه اطلاعات نبودند . نمی دانم دردقایق اولیه دیداردروقت اضافه مباحث مربوط به انتخابات ومجمع عمومی فدراسیون مطرح شد یا نه؟ اگر شده باشد که از نقاط قوت برنامه است . اما اگر آقاجانی و مجری برنامه از کنار موضوع گذشته باشند که .....؛
تمام برنامه و تلاش صادق آقاجانی در بیان مشکلات مالی و نبود امکانات با ارائه ی آمار های فعالیتی در سراسر کشور در انتهای برنامه با تصاویر و مصاحبه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای پاسخ داده شد. معظم له تاکید فرمودند: کوهنوردی هیچ پولی و هزینه ای نمی خواهد. من هم به عنوان یک دوست به جناب آقاجانی توصیه می کنم : برادر! راه را عوضی رفته ای . حضور دررسانه زیرکی تام با صداقت می طلبد نه بلاهت و خباثت . چرا که نتیجه ی آن این می شود که شما در برنامه ای حاضر می شوید که محقق،نویسنده وسایرعوامل آن اصلاً نمی دانند کوهنوردی چیست!! واصول برنامه سازی را رعایت نمی کنند . برادرانه خودتان را به قضاوت دعوت می کنم . تمام تلاش های شما دراین برنامه با دو کلام گهربارچگونه نقش برآب شد؟! آیا آن تهیه کننده محترم نمی دانست مشکلات شما اعتبارات مالی است و درانتها ی برنامه که تاثیر گذارترین دقایق برنامه است مصاحبه ای از ارشد ترین مقام کشور پخش می کند که تاکید دارد کوهنوردی حتی به اندازه ی خرید یک توپ هزینه ندارد!!! البته ایشان برای ترویج کوهپیمایی در میان مردم اینگونه سخن گفته اند و کاملاً هم قابل قبول است.اما رسانه دراستفاده نابجای آن چنین کرد با کوهنوردی شما ومن!؛ ختم کلام اینکه آقا صادق من هرچقدر هم از نظر شما و بسیاری از اطرافیان محترم شما که تنها خود و نوک بینی را می بینید؛ کودک و نفهم باشم اما آینده ی کوهنوردی و اصول و ارکان آن برایم از همه چیز مهم تر هستند. این مباحث اگر چه با تلخی از سوی من مطرح می شوند اما تمام و کمال حلاوت و شیرینی آن برای کوهنوردی کشور است که مثل آن مانند داروهای تلخ و زجرآور تجویز شده توسط طبیب است برای درمان . من همچنان باور دارم که کوهنوردی با مرگ مغزی روبرو نیست تا بر آن چشم امید ببندم . هرچند که دوستان بسیاری بر کوهنوردی و بر تمام ایران چشم امید بسته اند؛
تمام برنامه و تلاش صادق آقاجانی در بیان مشکلات مالی و نبود امکانات با ارائه ی آمار های فعالیتی در سراسر کشور در انتهای برنامه با تصاویر و مصاحبه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای پاسخ داده شد. معظم له تاکید فرمودند: کوهنوردی هیچ پولی و هزینه ای نمی خواهد. من هم به عنوان یک دوست به جناب آقاجانی توصیه می کنم : برادر! راه را عوضی رفته ای . حضور دررسانه زیرکی تام با صداقت می طلبد نه بلاهت و خباثت . چرا که نتیجه ی آن این می شود که شما در برنامه ای حاضر می شوید که محقق،نویسنده وسایرعوامل آن اصلاً نمی دانند کوهنوردی چیست!! واصول برنامه سازی را رعایت نمی کنند . برادرانه خودتان را به قضاوت دعوت می کنم . تمام تلاش های شما دراین برنامه با دو کلام گهربارچگونه نقش برآب شد؟! آیا آن تهیه کننده محترم نمی دانست مشکلات شما اعتبارات مالی است و درانتها ی برنامه که تاثیر گذارترین دقایق برنامه است مصاحبه ای از ارشد ترین مقام کشور پخش می کند که تاکید دارد کوهنوردی حتی به اندازه ی خرید یک توپ هزینه ندارد!!! البته ایشان برای ترویج کوهپیمایی در میان مردم اینگونه سخن گفته اند و کاملاً هم قابل قبول است.اما رسانه دراستفاده نابجای آن چنین کرد با کوهنوردی شما ومن!؛ ختم کلام اینکه آقا صادق من هرچقدر هم از نظر شما و بسیاری از اطرافیان محترم شما که تنها خود و نوک بینی را می بینید؛ کودک و نفهم باشم اما آینده ی کوهنوردی و اصول و ارکان آن برایم از همه چیز مهم تر هستند. این مباحث اگر چه با تلخی از سوی من مطرح می شوند اما تمام و کمال حلاوت و شیرینی آن برای کوهنوردی کشور است که مثل آن مانند داروهای تلخ و زجرآور تجویز شده توسط طبیب است برای درمان . من همچنان باور دارم که کوهنوردی با مرگ مغزی روبرو نیست تا بر آن چشم امید ببندم . هرچند که دوستان بسیاری بر کوهنوردی و بر تمام ایران چشم امید بسته اند؛
December 10, 2004
چرا مجمع عمومی فدراسیون کوهنوردی به تعویق افتاد؟
فدراسیون کوهنوردی دلیل عدم برگزاری مجمع عمومی راتغییرات سطوح مدیریتی سازمان تربیت بدنی وکمیته ی ملی المپیک اعلام کرد. درحالی که منتقدان فدراسیون کوهنوردی جمع آوری امضاء وارسال طوماری خطاب به مهندس مهرعلیزاده راعلت اصلی برگزارنشدن این مجمع می دانند.در این نامه امضاءکنندگان پنج پیشنهاد مشخص را به سازمان تربیت بدنی ارائه کرده اند.1-برگزاری مجمع را به تاخیر اندازید.2- رسیدگی دقیق اوضاع نابسامان ورزش کوهنوردی کشوررا در ماموریت کمیته ای با اختیارات خاص قراردهید.3- دغدغه به امانت سپردن مدیریت فدراسیون کوهنوردی به فردی لایق وتحصیلکرده را داشته باشید .4- خود شخصاً و یا به کمک معاونین محترم امکان رایزنی و شناسایی مدیری لایق برای این فدراسیون را فراهم ساخته تشویق افرادی را برای کاندیدشدن برعهده بگیرید.5- پیشنهاد مشخص این جمع رایزنی با مدیران ارشد و میانی سازمان میراث و گردشگری می باشد؛ چرا که ورزش کوهنوردی خود یکی از ماموریت های سازمانی این نهاد می تواند ارزیابی شود که اعتبارات قابل توجه و تخصص مدیریتی به این ورزش را تزریق خواهدکرد . برای مثال در استان اردبیل با پذیرش مسئولیت هیات کوهنوردی استان از سوی مدیرکل میراث و گردشگری استان شاهدآغاز حرکت هایی مثبت هستیم؛
کوهنوردان معتقدند چند دوره است که مجامع عمومی فدراسیون کوهنوردی کاملاً غیرقانونی برگزارمی شود و همین موضوع ریاست صادق آقاجانی را قریب به 20 سال براین فدراسیون رقم زده .البته بسیاری از کارشناسان ورزشی قوانین موجود را که مبنای بسیار ضعیف حقوقی دارند عامل بروز بی قانونی در تمام انتخابات ها ی فدراسیون ها می دانند . آنها معتقدند آیین نامه ی انتخابات فدراسیون ها و هیات های ورزشی کشور آنقدر ضعیف و پر از اشکال است که عملاً انتخاباتی صورت نمی گیرد.کوهنوردان پس از سالها سکون و سکوت که بی تفاوتی مشهودی را در این جامعه ی ورزشی به دنبال داشت سال گذشته بعد از حادثه ی سقوط کوهنوردان تیم ملی در را ه قله ی گاشربروم-یک که منجر به مرگ محمد اوراز طلائی ترین چهره ی هیمالیانوردی کشورشد اعتراضات شدیدی را نسبت به نحوه ی مدیریت فدراسیون کوهنوردی و عدم نظارت و حمایت سازمان تربیت بدنی از این ورزش را در رسانه های گروهی منتشر کردند. علاوه بر مطبوعات،خبرگزاری ها ی معتبر کشورو شبکه های مختلف صدا وسیما این موضوع را تا همین اواخر که اولین سالگرد حادثه بود مورد توجه قراردادند. اما در مقابل هزاران سطر گزارش و خیر و چند صد دقیقه برنامه ی رادیویی و تلویزیونی و علی رغم اعلام ایجاد ستاد پاسخگویی در سازمان تذبیت بدنی تا امروز کوهنوردان و رسانه ها از سکوت فدراسیون کوهنوردی و سازمان تربیت بدنی در قبال این مطالب و پرونده ی حادثه ی گاشربروم- یک متعجب و ناراضی هستند.یکی از نکات بسیار مورد تاکید برخی کوهنوردان کشور عدم تجلیل مناسب و متناسب از زنده یاد محمد اوراز است .مدفن محمد اوراز هنوز فاقد سنگ قبر می باشد و تعلل مسئولان کشوری و استانی امکان انجام امور معمول از سوی خانواده را نیز ممکن نساخته و آنها را نیز سردرگم کرده است. حاج احمد اوراز پدر زنده یاد محمد اوراز که خود از مبارزان دوران ستم شاهی است و به عنوان آزاده ی سیاسی از چهره های شاخص منطقه است با گلایه از مسئولان می گوید: نمی دانم وقتی "محمد" پرچم ایران را بالا می برد و افتخار کسب می کرد ایرانی بود ولی حالا ایرانی نیست و به چشم یک شهروند به او نگاه نمی کنند. این پدر داغدیده با ابراز تاسف از وقوع چنین برخوردهایی از سوی مسوولان تربیت بدنی استان آذربایجان غربی، می گوید: پسر من گاها سه ماه بر روی یخ های کوهستان سرد می خوابید تا برای کشور خود افتخار کسب کند اما متاسفانه امروز شاهد هستیم که هیچیک از تلاشهای ارزنده او ارج گذاشته نمی شود.اولین مراسم سالگرد فقد محمد اوراز دارنده ی رکورد فتح قلل بالای 8000 متر هیمالیا و تنها دارنده ی مدال طلای رده ی جهانی در استان آذربایجانغربی تنها 48 ساعت مانده به مراسم لغو شد!!مقام معظم رهبری در ارتباط با مرگ محمد اوراز پیام مکتوبی را منتشر کردند. متن پیام به شرح زیر است:" بسم الله الرحمن الرحیم، یاد محمد عزیز، قله نورد شرافت وپاکدامنی را گرامی می دارم وبرای اوکه نام اسلام وایران را بلند کرد، بلند آوازگی درملکوت را ازخداوند متعال مسئلت می کنم. سلام خدا براووهمه جوانان پاک ومومن ایران زمین باد."این کوهنورد پرآوازه در 26 مرداد سال 82 بافاصله ای کمتر از 200 متر با قله ی گاشربروم -1 با ارتفاعی بالغ بر 8068 متر دوچار سانحه شد و پس از 20 روز اغمابرتخت بیمارستانی واقع در اسلام آباد پاکستان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
کوهنوردان معتقدند چند دوره است که مجامع عمومی فدراسیون کوهنوردی کاملاً غیرقانونی برگزارمی شود و همین موضوع ریاست صادق آقاجانی را قریب به 20 سال براین فدراسیون رقم زده .البته بسیاری از کارشناسان ورزشی قوانین موجود را که مبنای بسیار ضعیف حقوقی دارند عامل بروز بی قانونی در تمام انتخابات ها ی فدراسیون ها می دانند . آنها معتقدند آیین نامه ی انتخابات فدراسیون ها و هیات های ورزشی کشور آنقدر ضعیف و پر از اشکال است که عملاً انتخاباتی صورت نمی گیرد.کوهنوردان پس از سالها سکون و سکوت که بی تفاوتی مشهودی را در این جامعه ی ورزشی به دنبال داشت سال گذشته بعد از حادثه ی سقوط کوهنوردان تیم ملی در را ه قله ی گاشربروم-یک که منجر به مرگ محمد اوراز طلائی ترین چهره ی هیمالیانوردی کشورشد اعتراضات شدیدی را نسبت به نحوه ی مدیریت فدراسیون کوهنوردی و عدم نظارت و حمایت سازمان تربیت بدنی از این ورزش را در رسانه های گروهی منتشر کردند. علاوه بر مطبوعات،خبرگزاری ها ی معتبر کشورو شبکه های مختلف صدا وسیما این موضوع را تا همین اواخر که اولین سالگرد حادثه بود مورد توجه قراردادند. اما در مقابل هزاران سطر گزارش و خیر و چند صد دقیقه برنامه ی رادیویی و تلویزیونی و علی رغم اعلام ایجاد ستاد پاسخگویی در سازمان تذبیت بدنی تا امروز کوهنوردان و رسانه ها از سکوت فدراسیون کوهنوردی و سازمان تربیت بدنی در قبال این مطالب و پرونده ی حادثه ی گاشربروم- یک متعجب و ناراضی هستند.یکی از نکات بسیار مورد تاکید برخی کوهنوردان کشور عدم تجلیل مناسب و متناسب از زنده یاد محمد اوراز است .مدفن محمد اوراز هنوز فاقد سنگ قبر می باشد و تعلل مسئولان کشوری و استانی امکان انجام امور معمول از سوی خانواده را نیز ممکن نساخته و آنها را نیز سردرگم کرده است. حاج احمد اوراز پدر زنده یاد محمد اوراز که خود از مبارزان دوران ستم شاهی است و به عنوان آزاده ی سیاسی از چهره های شاخص منطقه است با گلایه از مسئولان می گوید: نمی دانم وقتی "محمد" پرچم ایران را بالا می برد و افتخار کسب می کرد ایرانی بود ولی حالا ایرانی نیست و به چشم یک شهروند به او نگاه نمی کنند. این پدر داغدیده با ابراز تاسف از وقوع چنین برخوردهایی از سوی مسوولان تربیت بدنی استان آذربایجان غربی، می گوید: پسر من گاها سه ماه بر روی یخ های کوهستان سرد می خوابید تا برای کشور خود افتخار کسب کند اما متاسفانه امروز شاهد هستیم که هیچیک از تلاشهای ارزنده او ارج گذاشته نمی شود.اولین مراسم سالگرد فقد محمد اوراز دارنده ی رکورد فتح قلل بالای 8000 متر هیمالیا و تنها دارنده ی مدال طلای رده ی جهانی در استان آذربایجانغربی تنها 48 ساعت مانده به مراسم لغو شد!!مقام معظم رهبری در ارتباط با مرگ محمد اوراز پیام مکتوبی را منتشر کردند. متن پیام به شرح زیر است:" بسم الله الرحمن الرحیم، یاد محمد عزیز، قله نورد شرافت وپاکدامنی را گرامی می دارم وبرای اوکه نام اسلام وایران را بلند کرد، بلند آوازگی درملکوت را ازخداوند متعال مسئلت می کنم. سلام خدا براووهمه جوانان پاک ومومن ایران زمین باد."این کوهنورد پرآوازه در 26 مرداد سال 82 بافاصله ای کمتر از 200 متر با قله ی گاشربروم -1 با ارتفاعی بالغ بر 8068 متر دوچار سانحه شد و پس از 20 روز اغمابرتخت بیمارستانی واقع در اسلام آباد پاکستان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
